تبلیغات
شتات

شتات

ADS
نویسنده : آزاد آریا جمعه 15 آذر 1392, 02:32 ب.ظ
در مقاتل بعضی اوقات نکته ای به چشم می خوره که دل هر شیعی غیور رو می لرزونه...

نقل شده ام کلثوم سلام الله علیها دختر علی بن ابی طالب علیه السلام در دروازه شام سخنی گفت با لعین ابد و ازل شمر:

فلمّا قربوا من دمشق دنت أم کلثوم من شمر فقالت له : لی إلیک حاجة. فقال: ما حاجتک؟
هنگامی که نزدیک دمشق شدند، ام کلثوم نزد شمر رفت و چنین گفت: «من از تو حاجتی دارم!»
شمر گفت: «حاجت تو چیست؟»

به ذهن می رسد چه نکته ای و چه مساله ای بود که باعث بشود دختر علی علیهماالسلام از چنین رذلی درخواستی بکند؟!! بخصوص که بر مبنای بعضی اقوال مورخین، ام کلثوم لقب زینب کبری سلام الله علیها بوده!

قالت: إذا دخلت بنا البلد فاحملنا فی درب قلیل النظارة و تقدّم إلیهم أن یخرجوا هذه الرووس من بین المحامل و ینحّونا عنها و قد خزینا من کثرة النظر إلینا و نحن فی هذه الحال.
گفت: «چون ما را به این شهر وارد می کنی، از دروازه ای ببر که تماشاچیان کمتر حضور داشته باشند و به سپاه بگو این سرها را از محمل ها دورتر ببرند؛ زیرا از بس ما را نگاه کردند، رسوا شدیم، در حالی که ما در چنین حال و وضعی هستیم.»
(شمر لعین امر کرد تا سر ها را در بین محمل ها بر نیزه زنند و آن ها را از بین تماشاگران عبور دهند.)

نوشتن این متون بسیار سخت است و لکن اهمیت آن باعث می شود مشقت به جان بخرم و بنویسم.
این روز های سخت عادتمان شده روضه استماع کنیم و بنالیم که صد البته این اشک ها مأجور است، و اما گریه وسیله بود تا به هدف برسیم بیاییم در وسیله توقف نکنیم! اشک بر حسین علیه السلام راهی بود برای فهم راه حسین علیه السلام؛ این گوشه ای از عفت و حیای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است، حال شیعه ی مولا که قرار بود زینت مولا باشد قرار بود رهرو همین صراط باشد چرا حیا و حجاب برایش عذاب است؟!! و اصلا چرا کسی در قامت یک دولت در قامت یک حکومت باید چنین جرأت کند که بگوید من برای حفظ ناموس شیعه حجاب را اجبار می کنم؟!! مگر شیعه بی حیا و حجاب می شود؟!!
چرا دختران و زنان شیعه امروز با ژست های روشنفکری تصاویر ولو با حجاب خود را در مرآ و منظر چشم های حریص و زبان های چاپلوسِ نامحرمان می گذارند!!!
چرا بازار فیس و پلاس و توئیت و دروازه جهانی شدن حیای ام کلثوم های علی را گرفته؟!!
چرا اینجا ام کلثوم ها از شمر خواهش و حاجت ندارند؟!!
چرا اینجا ام کلثوم ها دغدغه چشم های تماشاگران ندارند... آه و چرا اینجا بجای سر، خودِ ام کلثوم ها بهانه تماشا شده اند...
خواهرم سعی کن ام کلثومی ات را به اندک نفروشی... که ام کلثوم برای حجابش مقامش را به تاراج هم کلامی بلکه حاجت داشتن از شمر برد، تو چه می کنی؟ آیا همین گونه هستی؟!!


دسته بندی : حجاب , حماسه سرخ ,
برچسب ها : ام کلثوم ها , فلمّا قربوا من دمشق دنت أم کلثوم من شمر فقالت له : لی إلیک حاجة. فقال: ما حاجتک؟ , چرا اینجا ام کلثوم ها از شمر خواهش و حاجت ندارند؟!! , حیا , عفاف , حجاب , عاشورا ,


نویسنده : آزاد آریا جمعه 3 آبان 1392, 04:57 ب.ظ
دیروز خبری نه چندان خاص و جدید بلکه تکراری و البته با جریان سازی هماهنگ منتشر شد و همین جریان سازی هماهنگ بیش از پیش شک بر انگیز است.
شخصا به هیچ وجه وقت برای این دست مسائل صرف نمی کنم ولی اینبار بدلیل اینکه دیدم بعضی دوستان خوب و اهل فکر و دقت نظر هم دچار پریشانی شدند به نوعی یاد لشگریان امیرالمومنین علیه السلام افتادم که قرآن بر سر نیزه آنان را پریشان نمود...
قرآن به همه ما دستوری داده که هر که در فضای خبری بخصوص امروزه با این همه هجم فراوان دروغ پراکنی ها و غیر واقعی جلوه دادن ها بسیار لازم است بدان توجه داشته باشیم.

 یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِن جَاءَكمْ فَاسِقُ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمَا بجَهَلَةٍ فَتُصبِحُوا عَلى مَا فَعَلْتُمْ نَدِمِینَ‏/6/حجرات

این آیه شریفه اشاره دارد به اینکه اگر کسی در اعمال فردی و اجتماعی خود در منظر جامعه بطوری که عنوان فسق برای دیگران آشکار شود را مرتکب شده یعنی حاضر به زیر پا گذاشتن دستور شارع مقدس شده است می تواند به راحتی برای فریب دیگران به نشر دروغ یا وارونه کردن واقعیت هم دست بزند و لذا مومنین موظف اند در این موارد به تحقیق و بررسی واقعیت صورت گرفته بپردازند تا ان تصیبوا قوما بجهلة یعنی به قومی از روی جهالت و بر مبنای خبری دروغ ضرری وارد نسازند و بعد از آن باعث پشیمانی و ندامت شود.

تصویر اکانت خانم نرگس موسوی در صفحه فیس بوک

حال به هر دو طرف دعوا عرض می کنم هم آنانی که حاکمان نظام جمهوری اسلامی را فاسق می دانند و هم آنانی که دختر آقای موسوی را فاسق می دانند باید قبل از احساساتی شدن و تصمیم دور از خرد گرفتن کمی تامل و تحقیق کنند که کدام خبر صحت دارد آنکه می گوید دختران موسوی از سر عمد و برنامه به سوی ماموران حمله بردند تا سوژه ای داغ برای این روز های ما درست کرده باشند و عقده خود را از عدم توجه نظام به هیاهوی این روز های رسانه های ضدنظام مبنی بر آزادی سران فتنه را باز کرده باشند و یا این خبر که مامورین خواسته اند هتک حرمت کرده و بعد از آن با ضرب و شتم بی جا چنین کرده اند.



دسته بندی : سیاست ,
برچسب ها : نرگس موسوی , فتنه 88 , فتنه , یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِن جَاءَكمْ فَاسِقُ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمَا بجَهَلَةٍ فَتُصبِحُوا عَلى مَا فَعَلْتُمْ نَدِمِینَ‏/6/حجرات , دختر میرحسن موسوی ,


نویسنده : آزاد آریا پنجشنبه 2 آبان 1392, 06:05 ب.ظ

شیخ كلینى از حضرت هادى علیه السّلام روایت كرده نزد قبر امیر مؤمنان‏ مى‏گویى:

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ حَتَّى أَتَاكَ الْیَقِینُ فَأَشْهَدُ أَنَّكَ لَقِیتَ اللَّهَ وَ أَنْتَ شَهِیدٌ عَذَّبَ اللَّهُ قَاتِلَكَ بِأَنْوَاعِ الْعَذَابِ وَ جَدَّدَ عَلَیْهِ الْعَذَابَ جِئْتُكَ عَارِفا بِحَقِّكَ مُسْتَبْصِرا بِشَأْنِكَ مُعَادِیا لِأَعْدَائِكَ وَ مَنْ ظَلَمَكَ أَلْقَى عَلَى ذَلِكَ رَبِّی إِنْ شَاءَ اللَّهُ یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ لِی ذُنُوبا كَثِیرَةً فَاشْفَعْ لِی إِلَى رَبِّكَ فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ مَقَاما مَعْلُوما وَ إِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ جَاها وَ شَفَاعَةً وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ لا یَشْفَعُونَ إِلا لِمَنِ ارْتَضَى

 

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ
سلام بر تو اى ولى خدا، تو نخستین ستمدیده‏اى

سلام بر مولایی که تمام روز های بعد رسول الله را صبر کرد ، صبر بر غصب حق ولایت و صبر بر حادثه کوچه صبر بر دست های بسته صبر بر آتش ...

آری امام هادی علیه السلام بهتر از هر کسی می دانست چه بر  علی گذشت که در زیارت مولا ابتدا بر  مظلومیت او اشاره کرد... شاید امام هادی علیه السلام می خواهد یاد آوری کند که در خطبه شقشقیه مولا چه گفت تا شیعه فراموشش نشود به علی چه گذشت...

اما و الله لقد تقصمها فلان و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحا ینحدر عنی السیل ، و لا یرقی الی الطیر

به خدا سوگند او [ ابوبکر ] ردای خلافت را بر تن کرد در حالیکه خوب می دانست من در گردش حکومت اسلامی همچون محور سنگهای آسیابم [ که بدون آن آسیا نمی چرخد ] .

[ او می دانست ] سیلها و چشمه های [ علم و فضیلت ] از دامن کوهسار وجودم جاری است و مرغان [ دورپرواز اندیشه ها ] به افکار بلند من راه نتوانند یافت

علی را کنار گذاشتند در حالی که می دانستند ، علی را خانه نشین کردند و جهان اسلام را که نوجوانی نابلد بود کور کردند...

بیایید باز پای درس امام هادی علیه السلام بنشینیم تا ببینیم باز بر علی چه گذشت...

وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ حَتَّى أَتَاكَ الْیَقِینُ فَأَشْهَدُ أَنَّكَ لَقِیتَ اللَّهَ

و نخستین كسى‏كه حقّش غصب شد، صبر كردی و به حساب خدا گذاشتى تا مرگت رسید.

یاللعجب از جماعت مسلمین که چه آسان ثمره نبوت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را به ثمن بخس حراج کردند و روزگار علی را سخت کردند... نمی توان بسط داد ولی به اشاره می توان از فدک از کوچه از سلام های بی جواب از استخوان در گلو و خار در چشم نام برد و وای بر امت رسول الله که چه ها کرد با اهل بیت رسول...

فسدلت دونها ثوبا ، و طویت عنها کشحا و طفقت ارتئی بین ان اصول بید جذاء ، او اصبر علی طخیه عمیاء یهرم فیها الکبیرو یشیب فیها الصغیر  و یکدح فیها مؤمن حتی یلقی ربه ترجیح الصبر  فرایت ان الصبر علی هاتا احجی ، فصبرت و فی العین قذی ، وفی الحلق شجا ، اری تراثی نهبا

پس من ردای خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن درپیچیدم [ و کنار گرفتم ] در حالی که در این اندیشه فرورفته بودم که با دست تنها [ با بی یاوری ] به پا خیزم [ و حق خود و مردم را بگیرم ]

و یا در این محیط پر خفقان و ظلمتی که پدید آورده اند صبر کنم ؟ محیطی که : پیران را فرسوده جوانان را پیر

و مردان باایمان را تا واپسین دم زندگی به رنج وامی دارد .

[ عاقبت ] دیدم بردباری و صبر به عقل و خرد نزدیکتر است لذا شکیبائی ورزیدم ولی به کسی می ماندم که : خاشاک چشمش را پر کرده

 و استخوان راه گلویش را گرفته با چشم خود می دیدم میراثم را به غارت می برند . تا اینکه اولی به راه خود رفت [ و مرگ دامنش را گرفت ]

آری وقتی غدیر می آید مگر می توان فراموش کرد چه ها بر سر ام ابیها آوردند و مگر می توان فراموش کرد ناله های نخلستان علی را و مگر می توان نگریست بر غربت امیرالمومنین  علیه السلام را...

ما چه بدانیم چه گذشت در مدینه بعد از رسول غیر از آنچه خود مولا گفت که در فضای آن روز هایی که  جوان ها را پیر و پیران را فرسوده می کرد...



برچسب ها : غدیریه , عید غدیر , امیرالمومنین , ابوبکر , خطبه شقشقیه ,


نویسنده : آزاد آریا یکشنبه 28 مهر 1392, 05:48 ب.ظ
این سماور جوش است
پس چرا می گفتی
دیگر این خاموش است؟
باز لبخند بزن

قوری قلبت را
زودتر بند بزن
توی آن مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن

دست هایت:سینی نقره نور
اشک هایم استکان های بلور

کاش استکان هایم را
توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی

خنده هایت قند است
چای هم آماده است

چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا

پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز
از طعم مهربانی لبریز


دسته بندی : شعر ,
برچسب ها : این سماور جوش است , قوری قلبت ,


نویسنده : آزاد آریا یکشنبه 28 مهر 1392, 01:04 ب.ظ
ساقی به پیاله باده كم می ریزی
 این میكده را چرا به هم می ریزی؟!
 از گردش ساغرت شكایت دارم
 آسوده بریز! بنده عادت دارم 
 با خستگی آمدم؛ فرح می خواهم
 سجاده و تسبیح و قدح می خواهم
ما قوم عجم به باده عادت داریم
بر پیرمغان «علی» ارادت داریم
بر طایفه مان نگاه حق معطوف است
میخانه ی شهر طوس ما معروف است
 من اهل ری ام ؛ مست ولی اللهم
 یك خمره می سفارشی می خواهم
 در روز ازل كه دل به آدم دادند
 فریاد زدم؛ پیاله دستم دادند
 فریاد زدم : علی ، پناهم دادند
 اینگونه به این میكده راهم دادند
 با دیدن این شوق عنایاتی كرد
 لبخند علی مرا خراباتی كرد 
 من مست  مِی ابوترابم یك عمر
 سرزنده به نشئه ی  شرابم یك عمر
 یك ثانیه بی شراب نتوانم زیست
 در مذهب ما حلال تر از مِی  نیست
 جامی بده لب به لب، خرابم ساقی
 از مشتریان خوش حسابم ساقی
 ساقی بده باده ای كه گیرا باشد
 از خُم  كهنسال  تولا باشد
 ساقی بده باده ای كه روشن باشد
 خوشرنگ و زلال و مرد ،افكن باشد
 زُهاد پر از افاده را دلخور كن
 با نام خدا پیاله ها  را پر كن
 بد مستی  من قصه ی  پر دنباله است
 زیرِ سرِِ باده ای صد و ده ساله است
 این بزم مرا اهل سخن می سازد
 تنها مِی كوثری به من می سازد
من معتقدم باده سرشتی دارد
انگور نجف طعم بهشتی دارد
 می داخل خُم سینجلی می گوید
قُل می زند و علی علی می گوید
 هُوهُوی  تمام خمره ها را بشنو
 تفسیر شگرف « هل اتی» را بشنو
با تلخی این دُرد، رطب می چسبد
با حال خوشم  توبه عجب می چسبد
وحید قاسمی


دسته بندی : شعر ,
برچسب ها : غدیریه , ما قوم عجم به باده عادت داریم , عید غدیر ,


نویسنده : آزاد آریا شنبه 20 مهر 1392, 12:26 ب.ظ
شیخ را گفتند : علم بهتر است یا ثروت ؟
شیخ بیدرنگ با شمشیر مرید بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و گفت : سالهاست که هیچ خری بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند .....

مریدان گفتند یا شیخ تو را چه میشود؟! ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم .....
شیخ گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب میرفتیم ، دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم...

حالا او پورشه داره...من پوشه...
او اوراق مشارکت دارد،ومن اوراق امتحانی...
او عینک آفتابی من عینک ته استکانی...
او بیمه زندگانی.من بیمه خدمات درمانی...
او سکه و ارز...من سکته و قرض....

سخن شیخ چون بدینجا رسید مریدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس * گشتندی ...

پ. ن : *اختلاس گر پ ج خ بعد از محرز شدن شغل اختلاس گری*





دسته بندی : کاریکاتور , حکایات , جملات نغز ,
برچسب ها : علم بهتر است یا ثروت , علو و ثروت , شیخ و مریدان ,


نویسنده : آزاد آریا سه شنبه 9 مهر 1392, 11:24 ق.ظ
 حکایتی در ادبیات پارسی مشهور است که می گوید "دزد پر رو یقه صاحبخانه می گیرد" حال حکایت این روز های ما بواقع همین است اما جانب تعجب بدان سو می رود که دوستانی از روی بلاهت یا مرض چنین می گویند یا می پندارند که باز پس دهی مال مالباخته نوعی حسن نیت است![1] و این زمانی اتفاق می افتد که این دزد بی حیا کماکان دم از جنگ می زند.[2]
در این میان مکرر گفته ایم که از دشمن غیر از دشمنی انتظاری نیست ولی آنچه مهم است هوشیاری طرف خودی است که فراموش نکند به دشمن حسن نیت نشان نمی دهند بلکه «فإن اعتدوا علیكم فاعتدوا علیهم بمثل ما اعتدوا علیكم» یعنی دشمنی دوای درد دشمن است حتی بر سر میز مذاکره، حتی در هنگام نرمش، کما اینکه خود دشمن در هر برهه ای حتی در پای میز مذاکره و نرمش با دشمنی عمل می کند.
حکایت این روز های بعضی یادآور بی عقلی جماعت خوارج در صفین است، آن هنگام که برای حکمیت معاویه، عمرعاص را فرستاد ولی اصحاب مولا اجازه ندادند مالک یا ابن عباس حکم شود و گفتند حکم ما باید بی طرف باشد!!! حال ما می شنویم در حالی که ریس دولت امریکا رسما دم از جنگ می زند عده ای در داخل می گوید ایران باید حسن نیت خود را نمایش بگذارد!!![3]

____________________________________________

1. محمدعلی نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی پس از بازگشت از نیویورک، از جام «شیر دال» رونمایی کرد و به نقل از وزارت امور خارجه آمریکا گفت: این جام، هدیه ملت آمریکا و نشانه‌ای از حسن‌نیت دولت آمریکا است.

2. «باراک اوباما» در دیدار «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی با تاکید بر این که ایران به خاطر تحریم ها حاضر به مذاکره شد، گفت: با چشمانی باز وارد مذاکره شده‌ایم و هیچ گزینه‌ای از جمله گزینه نظامی را از روی میز برنداشته‌ایم.

3. صادق زیباکلام: ما چه امتیازی به آمریکا دادیم؟ آقای روحانی دقیقا چه گامی به سوی آمریکا برداشته؟... من خیلی دلم می خواهد بپرسم که ما چه کردهایم و چطور الان نوبت آمریکا است؟ اینکه با آمریکا با وقار و مودب صحبت کریدم دلیل می شود که آمریکا، برای ما سند شش دنگ کنگره را بزند و یا دو دور 75 میلیون ایرانی را دور میدان آزادی بگرداند؟ صرفا به خاطر اینکه آقای ظریف هولوکاست را انکار نکرده، آنها باید به ما امتیاز بدهند؟ ما چطور خودمان هم باورمان شد ه که از آمریکاییها طلبکار هستیم و آنها باید گامی بردارند؟



دسته بندی : کاریکاتور , سیاست ,
برچسب ها : مذاکره با امریکا , دزد پررو و بلاهت دوستان , صادق زیبا کلام , حسن نیت ایران , تهدید به جنگ , امریکا محور شرارت ,


نویسنده : آزاد آریا دوشنبه 11 شهریور 1392, 08:35 ب.ظ
شهید محمد منتظری



برخی می گویند که: نخست بایستی مشکلات خود را حل کنیم و انگاه به
 دیگران رسیدگی کنیم. بایستی از انان سوال بشود که این "خود" چه خودی است؟ اگر خود ایرانی است که این فهم غلط از جغرافیا و قومیت خاصی می باشد. و آیا مگر توطئه گران و ابرقدرت ها ساکت می نشینند تا ما مشکلات خود را حل کنیم؟
هنگامی که بر اثر فرورفتن در لاک خود و تنها حل مشکلات داخلی، امواج خروشان انقلاب اسلامی فروکش کند، دشمنان با خیال راحت تری توطئه های خود را افزایش می دهند.
استقلال واقعی ایران بر اساس اسلامیت و بروز قدرت نوینی در سطح بین المللی و شکستن جو ساختگی به دست ابرقدرت ها- که ملت ها و دولت ها در کانال خواست آنان قرار بگیرند- امر کوچکی نیست که قدرتهای بزرگ در مقابل آن بی تفاوت باشند.


دسته بندی : روشنفکری , سیاست ,
برچسب ها : مقاومت راه حل مشکلات , شهید محمد منتظری ,



» ام کلثوم ها ( جمعه 15 آذر 1392 )
» تذکر ( جمعه 3 آبان 1392 )
» غدیریه ( پنجشنبه 2 آبان 1392 )
» قوری قلبت ( یکشنبه 28 مهر 1392 )
» غدیریه ( یکشنبه 28 مهر 1392 )
» علم بهتر است یا... ( شنبه 20 مهر 1392 )
» دزد پررو و بلاهت دوستان! ( سه شنبه 9 مهر 1392 )
» مقاومت راه حل مشکلات... ( دوشنبه 11 شهریور 1392 )
» خوک! ( شنبه 9 شهریور 1392 )
» بیکاری احمدی نژاد... ( شنبه 9 شهریور 1392 )
» ندارد... ( جمعه 1 شهریور 1392 )
» آپاچی ( سه شنبه 29 مرداد 1392 )
» تعریف غلط از روشنفکری ( چهارشنبه 16 مرداد 1392 )
» دنیای نجف! ( چهارشنبه 16 مرداد 1392 )
» al-Imam Sayyid Ali Khamenei ( چهارشنبه 9 مرداد 1392 )
موضوعات

صفحات

کلمات کلیدی

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار پوک و مگر
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ
مگر تو نقطه ی پایان
بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در این میانه تو
سنگ تمام بگذاری...

قیصر
ایجاد کننده وبلاگ : آزاد آریا



ابزار هدایت به بالای صفحه